مرتضى راوندى
256
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
آن ، متمركز بود . در اطراف اين هردو چهارسو ، كاروانسراها ( فندقها ) با انبارهاى كالا مستقر بود . ولى مقدسى ضمن وصف نيشابور ، چنين مىگويد : « كوچهها كثيف است ، در خانها ( يعنى كاروانسراها ) بينظمى حكمفرما مىباشد ، گرمابهها پاك نيست ، دكانها بد است و ديوارها ناهموار . فقر همواره همنشين شهر و گرانى با آن پيوند دوستى دائم دارد . » مقدسى شكايت از فقدان بهداشت و ناپاكى و تنگى امكنه و گرانى را در مورد شيراز و ديگر شهرها نيز تكرار مىكند . در شهرها ، عناصر ولگرد و روستاييان همهچيز از دست داده كه در فقر و فاقه روز گذرانيده و با درآمدهاى اتفاقى زندگى مىكردند بسيار بودند . صنف گدايان ( ساسيان ) نيز وجود داشت . « 1 » فراى در كتاب بخارا ، راجع به سازمان تجارى و اقتصادى بعد از اسلام ، مىنويسد : « سازمان كاروانها ، كاروانسراها ، محافظين و جز اينها پيچيده بود . براى تجارت و بازرگانى ، شركتهاى بهم پيوستهاى تشكيل گرديده و تجارت ، سازمان پيشرفتهاى پيدا كرده بود . صرفنظر از ريشهء كلمهء « چك » كه به قول بعضى از محققين با چينيهايى كه در دورهء مغول پول كاغذى را به شرق نزديك وارد كردند ارتباط دارد ، رسمى شبيه برات و اسكناس در قرن دهم ( چهارم هجرى ) مرسوم بوده است . همراه بردن مبالغ هنگفت پول ، دور از احتياط بود و بنابراين براى انتقال پول نقد از شهرى به شهر ديگر ، مردم به صرافى در شهر خود ، مراجعه مىكردند ، و از وى حوالهاى به عهدهء صرافى كه در شهر ديگر طرف او بود مىگرفتند . مطالب بعضى از متون قديم ، حاكى از آن است كه از اين قبيل چكها كه از قسمت غربى جهان اسلام حواله مىشد ، در قسمتهاى شرقى حائز احترام و اعتبار بود . اين جريان هنوز هم مرسوم است و مؤلف در سال 1943 ، هنگام مسافرت از هرات به مشهد ، آن را شخصا آزموده است . » « 2 » در ميان صنايع مختلف دستى ، كه در صفحات پيش ، از آن سخن گفتيم ، انواع پارچه ، از كهنترين روزگاران مورد نياز مردم بوده است . يعنى منسوجات گوناگون از گهواره تا گور براى حفظ بدن از سرما و گرما مورد استفاده قرار مىگرفته است . در صفحات بعد تاريخچهء اين صنعت را در ايران بعد از اسلام ، مورد مطالعه قرار مىدهيم . « دربارهء عدهء نفوس شهرها اطلاعات مورد اعتماد ما اندك است . بلخ كه از شهرهاى بزرگ درجه اول نبود ، در آغاز قرن سيزدهم ميلادى ، قريب دويست هزار نفر جمعيت داشت . ربع جمعيت شهر را روحانيون و ذاكرين و فقها و اعضاى خانواده و خدمتكاران ايشان و معلمين و طلاب مدارس دينى تشكيل مىدادند . يك شهر درجه دوم فارس ، به نام ارغان ، در اواسط قرن يازدهم ، قريب چهل هزار جمعيت داشت و شهر پنج هير ، در سيستان كه شهر كوچكى شمرده مىشد و در مجاورت معادن نقره قرار داشت ، در قرن دهم ، بيست هزار جمعيت داشت . » « 3 »
--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم . پيشين ، ص 252 - 248 . ( 2 ) . بخارا . پيشين ، ص 157 . ( 3 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم . پيشين ، ص 252 .